أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

546

قانون ( فارسى )

علاوه بر اين مزاج بدن نيز تباه مىشود . همين مواد كه از زيادى اندازه يا از بدكارى و آزاررسانى سبب رنگ باختن انسان مىشوند و به غش مىانجامند ، اگر در معده باشند بدون اينكه زياد باشند يابد و بدكار باشند نتيجه يكى است ، سبب رنگ‌پريدگى انسان و غش كردن مىشوند . حالت غش كردن كه ناشى از پاكسازى بدن باشد : 1 - اگر پاكسازى به حدّى از اندازه خارج صورت گيرد ، ممكن است قسمتى از روان را به همراه خود بيرون ببرد و ادامه يابد تا اكثريت روان تحليل مىرود . و اين‌چنين پاكسازى زياده از حد كه روان را با خود تحليل مىبرد ، چندين حالت دارد : الف : فساد معده سبب اسهال زياد از حد شود . ب : اسهال معده پياپى و بدون وقفه باشد . ج : اسهال به سبب خزيدن و لغزيدن معده يا روده باشد . د : خراش در روده واقع شده و اسهال به دنبال خود آورده است . ه : قى كردن بيش از اندازه و برآوردن به حد زياد از راه دهان . و : خونريزى از بينى بيش از اندازهء عادى . ز : نزيف خون از اندامى ديگر مانند دهانهء رگهاى مقعد . ح : نزيف خون از زخم . ط : تصفيه شدن و چكه كردن آب بيمارى استسقا . ى : يكباره ترك بردن و شكافته شدن خراج يا دمل در داخل و خون زياد از آن جارى شدن . يا : زياد بيرون آمدن خون حيض . يب : زياد بيرون ريختن خون زچگى ( خونى كه بعد از ولادت بچه از زهدان بيرون ريزد ) . يج : ورزش زياد از حد . يد : زياد ماندن در حمام بسيار گرم كه بسيار عرق كنند . يه : روى آوردن حالتى بر بدن كه به شدّت عرق‌آور و انسان از آن زياد از اندازه عرق مىكند ؛ مانند حرارتى كه بر بدن مستولى مىشود ، كه هم حرارت خودبه‌خود سبب عرق مىشود و هم حالت جسمى كه به حرارت مبتلا شود ، عرق مىكند . يو : يا جسم خودبه‌خود در حالتى است كه به عرق كردن كمك مىنمايد . مثلا بدن به حدّ زياد و خارج از لازم متخلخل است ، يا اينكه اخلاط موجود در بدن چه در گوهر و چه در طبيعت بسيار نازكند و كم‌مايه . اگر خلط را از بدن پاكسازى كردى و در اثر آن پاكسازى ، انسان پاكسازى شده از خلط غش كرد ، دقت كن اگر بعد از پاكسازى نيروى روانى هنوز بر مرام است ، نگران مباش . براى مثال : اگر بعد از رگ‌زنى و خون‌گيرى غش كردند باكى نيست . احساس درد كه مايهء غش كردن مىشود چند جهت دارد :